Iran and Reforme ?!

دوست داشتن بالاتر از عشق است را شریعتی بر زبان راند. اما چرا؟

دوست داشتن بالاتر از عشق است زیرا خودخواهانه متمرکز بر روی یک انسان از میلیاردها انسان نمی شود. دوست داشتن بالاتر از عشق است زیرا فارغ است از زمان و مکان و وصل و هجران.
عشق را شرقی ترجمه کنیم یا غربی، باز هم و بازهم دوست داشتن بالاتر از عشق است زیرا محدود در شرق و غرب نمی شود. دوست داشتن بالاتر از عشق است زیرا هارمونی و تعادل را در کنار اندیشه و نیاز ترجمان است. دوست داشتن بالاتر از عشق است زیرا اموختنیست. دوست داشتن بالاتر از عشق است زیرا مقدمه و دنباله عشق است اگر بخواهیم.
اما من تب عشق را و دگرگونیش و تپش قلبش را و شب بیداریهایش را نیز می شناسم. شاید هم دوست داشتنم قبل از عشق و بعد از عشق از یک جنس نبود. گویی با هر نسیمی از عشق عطر وبوی جدیدی بر دوست داشتنهایمان افزوده می شود.
عشق را جستجو میکنم. انگاه که یافتمش تنفسش میکنم. انگاه که بار سفر بست بدرقه اش می کنم که میهمان عزیزیست ناخوانده. دوست داشتن همدم همیشگی است. دوست داشتن ارام بخش است و شکوفا می کند. دوست داشتن نور چشمان من است و لبخند لبانم. باشد که هیچگاه خاموش و مبهوت نشوند.

اری دوست داشتن سبز است و عشق سرخ، هر چند که به سپید تعادل می یابد تا رنگهای وطنم را بسازند. سبز دوست داشتن را و سرخ عشق را، هم سپید صلح را دوست دارم. که دوست داشتن این هر سه را در بی نهایت به هم می رساند.

+ همراهی ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٠
    پيام هاي ديگران ()