Iran and Reforme ?!

اقای خاتمی یا اقای احمدی نژاد اما اقای رفسنجانی هرگز

یه زمانی این ملت به اقای خاتمی رای داد که نمی شناخت به دلیل اینکه این اقای خاتمی رقیب انتخاباتی کسی بود که مردم از ریاست مداوم و تسلط الیگارشیش بر ثروتهای کشور خسته شده بودند، از بندبازی مداوم و به چپ و راست پریدنهای سیاسیش خسته شده بودند. بعد هم هرچقدر واسه این اقای خاتمی کارشکنی شد، باز مردم بهش بیشتر متمایل شدند و بالاخره برای بار دوم 22 میلیون نفر بهش رای دادند. هرچند که اقای خاتمی از لحاظ اقتصادی کوچکترین حرکتی نکرد و کوچکترین تصمیمی نگرفت که ثروتهای ملی کشور کمی از چنگال این مافیاهای فامیلی خلاص شود. خیلی ها گفتند که خاتمی سید بود، روحانی بود، خوش تیپ بود، می خواست واقعا اصلاح کنه مملکت رو ولی نذاشتند. باردیگر کارزار انتخابات فرارسید و اینبار اقای احمدی نژادی که هیچ کس نمی شناخت، که خوش تیپ و سید و روحانی نبود اما رقیب انتخاباتی همون خانواده مافیایی بود در مقابل حیرت همه محاسبه کنندگان ارتباطات جدید رای اورد. ایندفعه دیگه بدجوری واسه مافیای کشور ابروریزی شده بود، باید حداقل درصدی از ثروتهای خودمانی سازی شده سابقا ملی کشور هزینه می شد تا ثابت شود که احمدی نژاد پاپولیست است و ال است و بل است. یکه جمله کاملا شناخته شده بنیانگذار انقلاب را تکرار کرد، بهانه کردند در کلیه رسانه های خارجی تخریب شد. اینبار این خانواده رفتند از کسانی که به حیله خودشان سالها از قدرت دور شده بودند دلجویی کردند. موسوی سابقا با افکار سوسیالیستی، خاتمی محبوب و... همه را تشویق کردند که بیایند تا این ادم اینبار رای نیاورد.

اخر دیگر رقابت حیثیتی شده است. بدبختها کمی فکر نکردند که دیگر این مردم از دو دوزه بازی و مردم فریبی شما انقدر خسته شده اند که یک نفر که شجاعتش را داشت حرفهایی را که همه جا در خیابانها می شنیدیم به زبان اورد هرچند همه ان مزایای علم ارتباطات را نداشته باشد بازهم رای می اورد. اخر مردم ما ادمها را از روی دشمنانشان می شناسند. این همان بصیرت است البته از نوع داخلی ان. اینبار امدند و بحث تقلب را به راه انداختند. و بازهم سیاستمدار بندباز ایران پشت همان اصلاح طلبان و چپ های سنتی سابق را خالی کرد چرا که اوضاع بی ریخت شده بود، باز هم برعکس انتظار پیش رفته بود.

حالا امده اند می گویند می خواهند از مسولیتهای سیاسی کناره گیری کنند.

اولا چه بهتر اما ثانیا مشکل مردم مسولیتهای سیاسی شما به علاوه تسلط شما بنام خصوصی سازی بر ثروتهای ملی کشور است. اول لطف کنید بیت المال را ولو اینکه زیور زنانتان شده باشد تقدیم کنید به خزانه مملکت بعد شرتان کم. یک کلام هم با اقای موسوی دارم.

اقای موسوی عزیز

عزیز برادر سالها می اندیشیدیم که شاید با مدیریت موسوی مملکت از این سقوط لجام گسیخته لیبرالیزم ثروتهای ملی خلاص شود. شاید نه تنها نفت ملی شده مصدق به مملکت بازگردد که گاز و اورانیوم و ثروتهای دیگر به خزانه باز گردد. ما اعتقادات و ایده الیزم شما را می شناسیم. ما می دانیم که مافیای نفتی کشور اگر شما هم به ریاست جمهوری می رسیدید تنها می خواست از قدرت سهم خواهی کند. ما دیدیم که چگونه دستهای اقای خاتمی را که شال سبز سادات را به گردن شما انداخت به بند کشیدند و اصحابش را به زندان انداختند. ما می دانیم که اگر جزایری از بند ازاد است و پالیزدار زندان این یک مفهوم واضحی دارد. اصلا اصل این انقلاب که بر اساس برپایی عدل علی ع در سال 57 ریشه دوانید حالا گویی بهانه متحجران و منافقان شده است. ما اگاهیم که حق الناس برای همیشه و تا ابد از حق النفس برتر بوده است و خواهد بود و اصل دین بر این مبنا استوار شده است.

چه دوست داشتم که شما واضح این خانواده مورد نفرت ملت را نشانه می رفتید، انوقت چه بسیارند و هستند که در زیر پرچم کربلاییتان جمع شوند.

هرچند که در طول تاریخ این یزیدیان و معاویه ها بودند که هربار چند سالی بیشتر از حسینیان در قفس تن و دیار خاکی باقی مانده اند. اما این حسینیانند که شیرازه حقیقی هستی و ماورای هستی را به پرچم خون الی الابد برافراشته اند و عزت و شرف را بر توربه کاه و یونجه گاوان و خران ترجیح داده اند.

خدا می داند که پرچم انتخاباتی شما را به امیدی به دوش کشیدم. اما در اندیشه بودم که چگونه این مافیای دزدان بیت المال می خواهند حضورت را تحمل کنند. انوقت با نهایت تعجب حضور پر وضوح فایزه و مهدی را یکی در میانه میدان و دیگری در پس ماجرا دیدم. که اینبار می خواهند به رنگ سبز که احتمالا باید رنگی از رنگهای افتاب پرستشان باشد سلطه خود را بر اموال عمومی کشور ادامه دهند.

اقای خامنه ایی گفتند که هاشمی را مورد انتقاد قرار ندهید دوست پنجاه ساله منست.

 

اقای خامنه ایی عزیز،

شما را که در خانه ساده تان به زندگی زاهدانه مشغولید و تحصیل و تدریس را هنوز هم رها نکرده اید از نزدیک می شناسم. شما هم مرا دیده اید و از برخی فعالیتهای ورزشی که برنامه ریزی کرده ام تقدیر کرده اید.

اما اینبار من از شما می خواهم که ان نگاه بصیر را که متوجه دشمنان خارجی ملت کرده اید متوجه دشمنان داخلی ایشان نیز بنمایید. انوقت خواهید دید که دشمنان خارجی اگر وجود واقعی داشته باشند، با دوستان داخلی شما دست در یک پیاله دارند. و ملت ایران چه خوب به نگاهی بصیر دشمنان خود را شناخته اند و ازیشان تبری و دوری گزیده اند. سوال امروز من اینست که چگونه این بودجه میلیاردی مترو تهران برخلاف قانون قرار است به همان کسی سپرده شود که معلوم نیست بودجه های میلیاردی دیگر را چگونه هزینه کرده است. اینبار نیز مجلس تصویب کرد، نگهبان یا همان سنای کشورهای دیگر به استناد قانون اساسی رد کرد و مجمع به اصطلاح تشخیص مصلحت می نشیند برخلاف قانون اساسی قانون تصویب می کند.

چقدر دوست داشتم که دوستانم اگر خطایی در این تحلیل می بینند تذکر دهند تا به سخن و هم اندیشی بنیشینیم. که هیچ کدام از ما نه معصومیم که انسان و جایزالخطا

الهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک

 

مهدی همراهی

+ همراهی ; ٥:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٥
    پيام هاي ديگران ()