هدیه ایی به تمامی ازادگان

سلام بر دلخستگان همراه ما، که از سراسر دنیا و از داخل ایران شاهد شرایط غم انگیز کنونی و به خون نشستن گلهای این سرزمین و دربند شدن بی گناهانند. از شاعر محترم این ابیات خانم پرستو ارسطو اجازه گرفتم تا این ابیات و پیام ایشان را در اینجا منتشر نمایم. و از ایشان نیز بخاطر دلتنگی و تعلقشان به سرزمینمان و محبتی که ما دارند تشکر می کن.

به امید حق

پرستو ارسطو:

این شعر م هنوز منتشر نشده هدیه به تمام آرادگان میکنم که شما هم در صدرش هستید

مرا به نیمکت شهود نخوانید
جهان را از آغاز دیده ام

روز نخست درخت
تردید نکردم
روی شانه های پهن باد

میگذشتم
از سطح آبی رودخانه ی سبز
و کوتاه شدن دست ها یم
از صدای شکستن ِ شاخه


مرا به نیمکت شهود نخوانید
من جهان را از آغاز دیده ام
وقتی که سیب
با پوستی دریده از تنم افتاد


و ترس
که در گوشت آدمها راه می رفت

مرا به نیمکت شهود نخوانید
من در انکارخودم

سر به سایه ی خدا کشیده ام

اینهم اهنگ بلا چاو که یکی از دوستان نام برد:

http://www.youtube.com/watch?v=SNocyz1NRjA

 

/ 3 نظر / 19 بازدید
بهناز

سلام آقای همراهی نمیتونم ببینم افرادی مثل شما این حرف ر بزنند.شما از کسانی هستید که به من یاد دادید انسان به امید زنده است. امید شما و تمامی کسانی مثل شما که ایران را آزاده میخواهند آن را سر پا نگه میدارد.به ایران نگویید خداحافظ. آنهم علاقه به ایران مردم را برای فردایی دوباره ذخیره و بالنده کنید. ایران هست تا من و شما هنوز به آینده اش امیدواریم.

مهدی همراهی

سلام بهناز عزیز برخی از تصاویر از اسارت و تحقیر عزیزانی که می شناختم. به شدت متاثرم کرد. اما نه، تمام تار و پود و وجودم و ریشه هایم در اعماق تاریخ بلند این سرزمین و بالهایم به بلندای ارزشهای ان گسترده است. مگر می شود زنده بودن و دل کندن از رگ و ریشه وجود خویش. جز با مرگ این ریشه ها گسستنی نیست.